سلام من مهدی عسگری هستم که قبلا در http://mehdidev.blogfa.com پست می دادم. وبلاگم رو به دلایل غیر شخصی بستم ؛ بازش خواهم کرد، ولی فقط برای مطالب پیشرفتۀ کامپیوتر و برنامه نویسی. اینجا هم در بیشتر گند زدن به وبلاگ محسن خواهم کوشید. لطفا دربارۀ محسن (صاحب اینجا) قضاوت خوب نکنید. مطالب من بر خلاف مطالب سیاسی فلسفی محسن بیشتر حول مطالب زیر خواهد بود: معرفی فیلم معرفی کتاب معرفی آهنگ ها و ترانه های برتر و محبوب جهان مطالب روانشناسی ، GTD ، Self Development و قس علی هذا (اگه محسن می دونست همچین مزخرفاتی در وبلاگش خوام نبشت ، password رو بهم نمی داد ، شایدم در کمال اطلاع داده ، که در اون صورت باید تحسینش کرد ؛ چون کسی که بدونه چرا میده ارجحه به اونی که ندانسته میده ؛ پس این نفس دادن نیست که مهمه ، بلکه نیته) الان چیز زیادی برای دادن ندارم (به قید زیاد توجه نکنید) ، برای همینم یه ترانۀ خوب رو پیدا کردم که همراه با متن (و ترجمه اش) براتون میذارم. تکه هایی از این ترانه رو در فیلم "ماه تلخ" یا "bitter moon" ساختۀ رومن پولانسکی پخش می کنه (اون صحنه که زن و شوهر پس از هفته ها از اتاق خواب بیرون اومده و میرن تو یه کلوب مانندی با بقیه می رقصن) این ترانه رو خانم Gloria Gaynor خونده که در سال 1979 در 100 Hits رتبۀ اول رو به دست آورد. گوگوش هم در سال 2003 در لس آنجلس به طور ناگهانی و پس از اجرای چند برنامه به زبان فارسی ، این ترانه رو اجرا کرد. لینک دانلود ترانه: http://www.iwillsurvive.ru/downloads/Gloria_Gaynor_I_Will_Survive.mp3 متن: At first I was afraid I was petrifie اولش خیلی می ترسیدم ، گیج شده بودم Kept thinkin' I could never live without you by my side فکر می کردم بدون تو نمی تونم زندگی کنم But then I spent so many nights اما بعد شب های زیادی گذشت Thinkin' how you did me wrong به رفتار بدت با من فکر می کردم And I grew strong و من قوی تر شدم And I learned how to get along و یاد گرفتم چطور کنار بیام So now you're back from outer space حالا تو برگشتی I just walked in to find you here من اومدم داخل و تو اونجا بودی with that sad look upon your face با اون نگاه غمگین روی صورتت I should have changed that stupid lock باید اون قفل لعنتی رو عوض می کردم I should have made you leave your key باید کلیدامو ازت می گرفتم If I'd've known for just one second اگه فقط یه لحظه فکر می کردم که you'd be back to bother me بر می گردی و مزاحمم می شی Go on now go, walk out the door حالا برو بیرون Just turn around now فقط برگرد ('cause) you're not welcome anymore چون دیگه بهت خوش آمد نمی گم Weren't you the one who tried to hurt me with goodbye تو همون کسی نبودی که با خداحافظیت ، منو رنجوندی؟ Did you think I'd crumble فکر کردی من خرد میشم ؟ Did you think I'd lay down and die? فکر کردی دراز می کشم و می میرم ؟ Oh no, not I نه ، من نه I will survive من زنده می مونم Oh as long as I know how to love تا موقعی که بدونم چطور عشق بورزم I know I'll stay alive می دونم که زنده می مونم I've got all my life to live همۀ زندگیم رو برای زیستن دارم I've got all my love to give و تمام عشقم رو برای بخشیدن I will survive من زنده می مونم I will survive من زنده می مونم Hey hey It took all the strength I had not to fall apart با تمام توانم موفق شدم که از فروریختنم جلوگیری کنم Kept trying' hard to mend the pieces of my broken heart و سعی کردم تکه های قلب شکسته ام رو باز به هم بچسبونم And I spent oh so many nights شب های زیادی رو پشت سر گذاشتم Just feeling sorry for myself فقط برای خودم متاسف بودم I used to cry گریه می کردم But now I hold my head up high اما الان سرمو بالا می گیرم And you see me و تو هم منو می بینی somebody new یه آدم جدید I'm not that chained up little person من اون آدم حقیر و زندونی نیستم still in love with you که بخوام هنوزم عاشقت باشم And so you feel like droppin' in و تو هم سری بهم می زنی And just expect me to be free و انتظار داری آزاد باشم Now I'm savin' all my lovin' الان تمام عشقم رو می بخشم for someone who's lovin' me به کسی که منو دوست داره Go on now go, walk out the door حالا برو بیرون Just turn around now فقط برگرد ('cause) you're not welcome anymore چون دیگه بهت خوش آمد نمی گم Weren't you the one who tried to hurt me with goodbye تو همون کسی نبودی که با خداحافظیت ، منو رنجوندی؟ Did you think I'd crumble فکر کردی من خرد میشم ؟ Did you think I'd lay down and die? فکر کردی دراز می کشم و می میرم ؟ Oh no, not I نه ، من نه I will survive من زنده می مونم Oh as long as I know how to love تا موقعی که بدونم چطور عشق بورزم I know I'll stay alive می دونم که زنده می مونم I've got all my life to live همۀ زندگیم رو برای زیستن دارم I've got all my love to give و تمام عشقم رو برای بخشیدن I will survive من زنده می مونم I will survive من زنده می مونم Hey hey ايرج علي آبادي، مجله بخار اولين بار اين جمله را در سر لوحه داستانى ديدم از صادق هدايت در سايه روشن به نام «زنى كه مردش را گم كرد.» با هدايت به معرفىشادروان محمود سنايى آشنا شده بوديم. سال 1322 بود و ما شاگرد كلاس سوم متوسطه. اين داستان از بهترين قصههاى هدايت است وكتابهاى سايه روشن و سه قطره خون از بهترين مجموعه داستانهاى او. مضمون داستان دقيقاً همان بود كه از نيچه در سرلوحه آن آمده بود و با روحيه مرد سالارى ما هم مىخواند كه خواهان تسلط بر زنبوديم؛ به اصطلاح به دلمان مىنشست. اين جمله را با همين تعبير در ترجمههاى بعدى از نيچه نيز ديديم و بهنظرمان با «اراده معطوفبه قدرت» و مفهوم «ابرمرد» هم مىخواند و تقريباً با همين مفهوم قبول كرده بوديم و جاى چون و چرايى نمىديديم. در يكى دو هفته قبل از طريق همكارم آقاى اميرعلى خدادايان كه علاقهاى به فلسفه نيچه دارد به رمان گونهاى درباره نيچه برخوردم بهنام ونيچه گريه كرد. رمان متوسطى كه البته تميز ترجمه شده است. در اين كتاب و ضمائمش به عكسى برخوردم كه قبلاً هم شايد ديده و توجه نكرده بودم. نيچه را با دوستش پاول ره به صورت دو اسب گارى نشان مىدهد، و دوست دخترشان «لوسالومه» به صورتسورچى و شلاق در دست، و باز به نامهاى از اليزابت خواهر نيچه و سرو صدايى كه معتقد بود اين عكس بر پا كرده يا مىكرد، اشاره كردهاست. اين عكس و اين نامه مرا به فكر انداخت كه آيا برداشت ما از اين جمله درست است يا نه؟ متأسفانه من نه آلمانى بلدم و نه به متنآلمانى دسترسى داشتم، ولى ترجمههاى فارسى همه همانست كه نوشتم. تنها ترجمه انگليسى «تامس كاومن» THOMAS COWMON كلمه THY كه به معناى «ات» است و آن هم گويا فقط در دعا بكار مىرود نظير آنكه بگوييم: خداوندا! لطفت را از ما دريغ مكن» آمدهاست اما در ويرايش بعدى اين ترجمه وسيله «پل داگلاس» دوباره كلمه THY به THE برگردانده شده است. در بخش يكم در باب «زنان سالمند و جوان» اين جمله آمده است كه در پايان محاوره پيرزن از«حقيقت كوچكى» صحبت مىكند كه بهدنبال درخواست زرتشت آن را آشكار مىسازد: «بهسراغ زنها مىروى، تازيانه را فراموش مكن». اگر اين جمله «تازيانهات را» بود جاى ابهامى باقى نمىماند، ولى ديدم اين، به قياس، شبيهجملهاى است كه مىگوييم «به كوه مىروى خطرات را فراموش مكن» يا «گل مىخواهى، خار رافراموش مكن». وقتى اين جمله را با آن عكس و آن نامه ربط دادم ديدم مىشود گفت «به سراغزنها مىروى، تازيانه آنها را فراموش مكن». شايد اين برداشت با نظر نيچه هم چندان معارض نباشد چرا كه او از «اراده انسان معطوف بهقدرت» يا »ابر انسان» صحبت كرده است و نه از زن يا مرد. حال تا چه حد اين برداشت درست است، نه مىدانم و نه اصرارى در صحت آن دارم. *** طنزي فلسفي از كتاب "موءلای درز فلسفه" نوشته "اردلان عطاپور" نيچه از بزرگترين فلاسفه تاريخ است ، به همين علت يا حرف هايش قابل درک نيست و يا باعث تعجب شده است. از جمله مشهورترين عبارات وی اين است : «به سراغ زنان میروی، شلاق را فراموش مکن.» اين عبارت از همان آغاز با موافقت پرشور مردان روبرو شد ، چنان که آن را مستدل کردند و گفتند : به سراغ زنان می روی ، شلاق را فراموش مکن . آنها لنگه کفش دارند. کلام نيچه به حدی مقبول افتاد که يک بار وقتی آلفرد سر قرارش با مادام رزا نرفت و مادام رزا او را مواخذه کرد ، آلفرد گفت : مادام! چرا بی خودی ناراحت می شوی ، شلاق نداشتم. در همان اوقات در تعريف زن خوب می گفتند : زن خوب زنی است که خودش شلاق داشته باشد! و در مورد مردهايی که سر و گوش شان می جنبيد می گفتند : همه پولش صرف خريد شلاق می شود. با تمام نفوذی که افکار نيچه در بين مردم داشت، چون خودش به آنها عمل نمی کرد باعث دردسرش شد. يک بار برای ديدن معشوقه اش «لوسالومه» خيلی سرحال به در خانه دخترک رفت . اما دخترک به محضي که در را باز کرد و نيچه را بدون شلاق ديد، با ناراحتی در را بست و بعد از آن به عشق نيچه پشت کرد و با فرد ديگری که برايش چندتا چندتا شلاق می برد ازدواج کرد. اساساً در آن زمان بيشتر شلاق فروشی ها متعلق به نجيبه ها و خانمها بود ، از بس که مردها برا يشان شلاق می بردند. بيشتر اين مغازه ها هم در کنار پارک ها يعنی محل ملاقات زنان و مردان با يکديگر بود. از پارک ها هم هميشه صدای شلاق خوردن و جيغ و داد می آمد. مردم آن زمان آلمان به قدری خود را موظف به رعايت افکار نيچه می دانستند که آرام آرام اين فرهنگ جا افتاد که وقتی میخواستند به زنی ابراز علاقه کنند برايش شلاق می فرستادندو حتی هر دو باری هم که به ملاقات يک دو جنسه می رفتند يک شلاق می بردند. امّا در هر دو صورت افکار نيچه باعث ناهنجاری هايی هم شد ، چنانکه مردها دسته دسته تغيير جنسيت میدادند و در توجيه کارشان می گفتند که پول ندارند هرباری که سراغ زنی می روند شلاق ببرند. گاهی هم بدفهمی هايی در درک نظريات نيچه رخ می داد . چنان که وقتی مادام کاترين به ديدن مادام اميلی رفت با خود شلاق برد . وقتی از علت اين کار پرسيدند گفت : نيچه گفته هرگاه به سراغ زنی می روی شلاق را فراموش مکن. همه گستری افکار نيچه به قدری بود که روستاها را هم فرا گرفت، امّا چون روستاييان استطاعت مالی زيادی نداشتند، به جای اينکه شلاق ببرند ، ترکه می بردند و بدين ترتيب درختهای روستاهاي سرسبز آلمان به کلی لخت و عور شدند و اولين نطفه«جنبش سبزها» که در پاسداری از طبيعت است از همين جا و در مخالفت با افکار نيچه شکل گرفت. بعدها مردم شناسی در توجيه علاقه زنان آن روزگار آلمان به شلاق گفت : چنانکه زنان امروزی علاقه به عطر دارند ، در آن زمان علاقه به شلاق داشتند . قضيه به همين سادگی است. فايده شلاق کمتر از عطر نيست! يکی ديگر گفت : اين ها همه حرف است . مردهای آن زمان مرد بودند، مرد. ديگری که آقای متشخصی بود با اشاره به سبيلهای پرپشت نيچه گفت : مگر کسی زن را می زند ؟ نيچه از مردی فقط يک سبيل کلفت داشت ! بعضی ها هم که بيشتر مبادی اخلاق هستند ، اصلا کاری به اين ندارند که برای زنان شلاق برده می شود يا نمی شود. آنها نگرانیهای خود را با اين عبارت بيان می کنند : به سراغ زنان می روی شلاق بردی بردی، نبردی نبردی . فقط محرم باشند! منبع:http://aarmaan.blogfa.com «به سراغ زنها مىروى، تازيانه را فراموش نكن»
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت
14:55 توسط | |
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت
0:9 توسط | |

