تبليغاتX
دُشان فکر
دُشان فکر

واقعیت های هشتمین دوره انتخابات مجلس؟! 

بالاخره پس از حرف و حدیث های فراوان و قلع و قمع داوطلبان شاخص نمایندگی هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی توسط هیات های اجرائی منصوب دولت و هیات های نظارت منصوب شورای نگهبان و شورای نگهبان (6 نفر منصوب رهبری و 6 نفر منصوب مجلس همسو با نهادهای انتصابی که حداقل سه نفر آن عضو هیات دولت و تابع احمدی نژاد است ) درستی گفته باهنر که پیشاپیش صادقانه اعلام کرده بود که اصلاح طلبان خواب مجلس را ببینند را ثابت کرد و این انتخابات هم کم و بیش مانند اغلب انتخابات آنگونه که اقلیت تمامیت خواه و برخی از نهادهای انتصابی دوست دارند به پایان رسید و البته کماکان از آن به عنوان یک فتح الفتوح عظیم و حماسه بی نظیر ملی یاد شد! با این وصف بنظر می رسد که بررسی نتایج این انتخابات از جهاتی خالی از لطف نیست:

اکبر اعلمی

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 2:35 توسط دُشان فکر نما| |
بهار! باز هم سبزی

بــهار! بـاز هـم سـبــزی؟
تــو آشـــکـار و مـــن بـیـنا،

بـهــار! بــاز گــلــپوشــی،
چه‌قصه رفته با چشمم؟
بنــفــشه چــشــم‌ورو دارد،
غـــمـــم هـــزار تـــــو دارد

عـقـاب آهــنـیـن‌پـــیــکر
فــکــنده زآســمان بــر سر،
کـــجــا ‌ تــگـرگ‌ مـی‌بــارد!
نــصـیـب عــالــم از بــالا

در آتـــــش دو دیـــــوانــه
روانــه خــون خـــلــقی را
مـــگر بــدان نـــظـردوزی
کــه مــن جز این دو پیــروزی

بــهار! رنـــگ خــون داری،
کــه مرگ کــم‌تــر از بـرگت

 

بانو سیمین بهبهانی

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 2:4 توسط دُشان فکر نما| |

فریدون آدمیت درگذشت


فريدون آدميت، پژوهشگر تاريخ معاصر ايران، روز شنبه در سن ۸۷ سالگی در بيمارستان درگذشت. او يکی از مورخان برجسته تاريخ مشروطه به شمار می رفت.
تاريخ معاصر ايران به ويژه دوران قاجار و مشروطه نقطه تمرکز کارهای فريدون آدميت بود. برخی از آثار او عبارتند از: فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطيت ايران، فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطيت ايران، انديشه های ميرزا فتحعلی آخوند زاده، انديشه های طالبوف، انديشه های ميرزا آقاخان کرمانی، مجموعه مقالات تاريخی، آشفتگی در فکر تاريخی، افکار سياسی واجتماعی اقتصادی در آثار منتشر نشده دوران قاجار، عقايد و آراء شيخ فضل الله نوری و انحطاط تاريخ نگاری در ايران.
صاحب نظران تاريخ معاصر ايران فريدون آدميت را يکی از چهره های شاخصی می داند که تاثير بسياری بر تاريخ نگاری معاصر گذاشته است:
فلسفه آگاهی
محمد توکلی طرقی، استاد تاريخ دانشگاه تورنتو، درباره جايگاه آقای آدميت در تاريخ نگاری معاصر به رادیو فردا می گويد:«دکتر فريدون آدميت يکی از از اولين مورخان جديد در ايران است که به جای وقايع نگاری به علت شناسی می پردازد و در نگارش به فلسفه تاريخ توجه دارد».
آقای توکلی می افزايد:«فلسفه تاريخی که بنيان کارهای دکتر آدميت را تشکيل می دهد، به نظر من ديدگاهی هگلی است که معتقد است جوامع انسانی به تدريج به سوی آزادی و توانمندی شهروندان خود حرکت کرده و حکومت های استبدادی کم کم به حکومت مردم بر مردم می انجامند و انقلاب مشروطه در ايران رويکردی است که به شکلی حکومت مردم بر مردم را در بر دارد».
دکتر محمد توکلی اضافه می کند:«آنچه در تاريخ نگاری های فريدون ادميت اهميت دارد، حکومت قانون و حکومت مردم بر مردم است و به همين دليل انقلاب مشروطه به شکلی مظهر حکومت مردم بر مردم در تاريخ جديد ايران است»
اين استاد تاريخ دانشگاه تورنتو می گويد:«کسانی که به حکومت مردم بر مردم و توانمندی شهروندان علاقه مند هستند بی شک توجه اشان به کار های آقای آدميت جلب خواهد شد، چرا که وی فلسفه حکومت مردم بر مردم را از طريق تاريخ نگاری انقلاب مشروطه نوشته است».

آقای توکلی درباره فهم آقای ادميت از غرب می گويد:«دکتر آدميت از چهره های ممتاز تاريخ نگاری ايران است، ولی اين که ايشان تاريخ بشريت را به تاريخ شرق و غرب تقسيم کرده شکی نيست، يعنی به شکلی ايشان حکومت مردم بر مردم را برخاسته از تمدن اروپا می داند که کم کم به ايران رسيده و در انقلاب مشروطه اشاعه پيدا کرده است».
محمد توکلی می افزايد:«اين نگرش درست نيست همان طور که ايده آل کردن معرفت شرقی چندان در خور توجه علمی نيست، اين که فرض کنيم که حکومت قانون از اروپا برخاسته است، نيز درست نيست».
تاریخ نگاری علمی
دکتر ماشاءالله آجودانی نیز در گفت و گو با راديو فردا درباره آثار فريدون آدميت می گويد:«فريدون آدميت در تاريخ نگار معاصر ايران نقش مهمی دارد. او نخستين کسی بود که به صورت مدون، و اصولی مبتی بر روش شناسی علمی کار تاريخ نگاری در ايران را آغاز کرد و از همه مهم تر اين که او آغاز گر تحليل انديشه سياسی در ايران جديد بود . بعد از احمد کسروی او تنها کسی که می شود در اين حوزه از او حرف زد».
ماشاءالله اجودانی تصريح می کند که آقای ادميت سعی داشت تا در نوشته های خود، نسبت به مورخان قبل از خودش، تصوير جامع تری نسبت فضای دوران قاجار و مشروطه ارائه دهد».
آقای آجودانی با اشاره به آثاری از فريدون آدميت همچون؛ انديشه های ميرزا فتحعلی آخوند زاده، انديشه های طالبوف، انديشه های ميرزا آقاخان کرمانی، می گويد:«اين تک نگاری انديشه ها، در نوع خود سر مشق تازه ای برای بررسی انديشه های متفکران آن دوران بود. به همين جهت سعی کرد در آثار خود فضای عدالت خواهی در فرهنگ مشروطه را نشان دهد».
در همين حال، دکتر ماشاءالله آجودانی می گويد: «اما با همه اهميت کار فريدون آدميت، کار های او خالی از اشکال و نقد نيست».
آقای اجودانی می افزايد:« در ايران بعد از مداتی که آدم در زمينه ای به قدرت و اتوريته ای تبديل می شوند، آن وقت به اعمال نظر شخصی در کار های تحقيقی اقدام می کنند. متاسفانه اين پديده دامن گير برجسته ترين مورخ ما، يعنی فريدون آدميت نيز شده بود».
به گفته آقای آجودانی کسانی که فريدون آدميت را نقد کرده اند به نوعی وام دار او نيز بوده اند.
ماشاءالله اجودانی می گويد: «با اين که فريدون آدميت، به جز مدت کوتاهی در دانشگاه تدريس نکرد، اما شيوه تاريخ نگاری او و بحث های او همه بنياد های تاريخ نگاری در دانشگاه های ما را تحت تاثير قرار داده بود».

آقای آجودانی می افزايد:«بازنگری انتقادی کارهای فريدون آدميت، بخشی از بازنگری تاريخ تحولات سياسی ايران است».
گفتن حقيقت به قدرت
در همين زمينه، عباس ميلانی، استاد علوم سياسی دانشگاه استنفورد، به راديو فردا گفت:« آقای آدميت يکی از برجسته ترين مورخين تاريخ معاصر به شمار خواهد رفت».
به گفته عباس ميلانی، «بعد از کسروی هيچ کس به اندازه فريدون آدميت در روشن کردن زوايای تاريخ مشروطيت ايران کارهای ارزشمند ارائه نکرده است».
آقای ميلانی می افزايد: همانطور که کسانی با ديدگاه های آقای کسروی مخالف هستند، منتقدانی نيز وجود دارند که با نگاه آقای آدميت به تحولات ايران، غرب و مسئله تجدد موافق نيستند».
آقای ميلانی با اشاره به اين که «آقای آدميت يکی از شخصيت های برجسته روشنفکری معاصر ايران است»، گفت:«يکی ديگر از جنبه های شخصيت آقای آدميت بيان عقايد خود و تسليم نشدن در برابر زور و گفتن حقيقت به قدرت بود».
به گفته آقای ميلانی با اشاره به اين که مضمون مهم اکثر آثار فريدون آدميت دفاع از آزادی، در معنای متعارف آن، بود، گفت:«فريدون آدميت در برخی آثار خود که بر سبيل نقد نوشته از اين مضمون به طور ضمنی دفاع کرده است .به ويژه جزوه ای که پس از انقلاب منتشر شد و در آن نظرات علی شريعتی، جلال ال احمد و مهدی بازرگان را با شجاعت و صراحت شگفت انگيزی به نقد کشيده است».
اين استاد دانشگاه می افزايد:«بنابر اين هم سلوکش به عنوان يک انسان و يک روشنفکر ماندگار است و هم اثارش به عنوان يکی از برجسته ترين مجموع آثار درباره تاريخ معاصر ايران ماندگار خواهد ماند».

 
یادش گرامی باد.
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 21:41 توسط دُشان فکر نما| |

اولین وبلاگ رسمی مینگوها

مینگو(با این همه ، همه باز هم همهمه!؟) 

نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 0:37 توسط دُشان فکر نما| |
" یاغی "


بر لبانم غنچه ی لبخند پژمرده ست

نغمه ام دلگیر و افسرده ست

نه سرودی، نه سروری

نه هم آوازی، نه شوری

زندگی گویا ز دنیا رخت بربسته ست

یا که خاک مرده روی شهر پاشیده ست

این چه آیینی؟ چه قانونی؟ چه تدبیریست؟

من از این آرامش سنگین و صامت عاصیم دیگر

من از این آهنگ یکسان و مکرر عاصیم دیگر

من سرودی تازه می خواهم

جنبشی، شوری، نشاطی، فریادهایی تازه می جویم

من بهر آیین و مسلک، کو کسی را از تلاشش باز می دارد_

عاصیم دیگر

من تو را در سینه ی امید دیرین سال خواهم کشت

من امید تازه می خواهم

افتخاری آسمان گیر و بلند آوازه می خواهم

کرم خاکی نیستم اینک،  تا بمانم در مغاک خویشتن خاموش

نیستم شبکور کز خورشید روشنگر بدوزم چشم

آفتابم من

که یکجا، یک زمان ساکت نمی مانم

با پر زرین افق پیمای روح خویش

من تن بکر همه گل های وحشی را نوازش می کنم هر روز

جویبارم من

که تصویر هزاران پرده در پیشانیم پیداست

موج بی تابم

که بر ساحل صدف های پُری می آورم همراه

کرم خاکی نیستم، من آفتابم

جویبارم، موج بی تابم

تا به چند اینگونه در یک دخمه بی پرواز ماندن؟

تا به چند اینگونه با صد نغمه بی آواز ماندن؟

شهپر ما آسمانی را به زیر چنگ پرواز بلندش داشت

آفتابی را به خواری در حریم ریشخندش داشت

گوش سنگین خدا از نغمه شیرین ما پُر بود

زانوی نصف النهار از پایکوب پُر غرور ما

 چو بید از باد می لرزید

اینک آن آواز و پرواز بلند،  این خموشی و زمین گیری؟

اینک آن هم بستری با دختر خورشید

و این هم خوابگی با مادر ظلمت؟

من هرگز سر به تسلیم خدایان هم نخواهم داد

گردن من زیر بار کهکشان هم خم نمی گردد

زندگی یعنی تکاپو

زندگی یعنی هیاهو

زندگی یعنی شب نو، روز نو، اندیشه ی نو

زندگی یعنی غم نو، حسرت نو، پیشه ی نو

زندگی بایست سرشار از تکان و تازگی باشد

زندگی بایست در پیچ و خم راهش ز الوان حوادث رنگ بپذیرد

زندگی باید یک دم

" یک نفس حتی"

 ز جنبش وا نماند

گرچه این جنبش برای مقصدی بی هوده باشد

زندگی هم چنان آبست

آب اگر راکد بماند، چهره اش افسرده خواهد گشت

وبوی گند می گیرد

در ملال آبگیرش غنچه ی لبخند می میرد

آهوان عشق از آب گِل آلودش نمی نوشند

مرغکان شوق در آیینه ی تارش نمی جوشند

من سر تسلیم به هر دنیای نادیده فرو می آورم

                                                    جز مرگ

 من ز مرگ از آن نمی ترسم که پایانیست بر طومار یک آغاز

 بیم من از مرگ،  یک افسانه دلگیر بی آغاز و پایانیست

 من سرودی را که عطری کهنه در گلبرگ الفاظش نهان باشد

                                                                       نمی خواهم

من سرودی تازه می خواهم،  خواندنش گوش کسی نشنیده باشد

 من نمی خواهم به عشقی سالیان پابند بودن

 من نمی خواهم اسیر سِحر یک لبخند بودن

 من نه بتوانم شراب ناز از یک چشم نوشیدن

 من نه بتوانم لبی را بارها با شوق بوسیدن

 من تن تازه، لب تازه، شراب تازه، عشق تازه می خواهم

 قلب من با هر تپش،  یک آرمان تازه می خواهد

 من زبانم لال_ حتی یک خدا را سجده کردن،

  قرنها او را پرستیدن نمی خواهم

 من خدای تازه می خواهم

 گرچه با آتش ظلمش بسوزاند سراسر مُلک هستی را

 گرچه او رونق دهد آیین مطرود و حرام می پرستی را

 من به ناموس قرون بردگیها یاغیم دیگر

  یاغیم من، یاغیم من، گو بگیرندم، بسوزندم

 گو به سنگ آرزوهایم بیاویزند

 گو به سنگ ناحق تکفیر

 استخوان شعر عصیان و قرونم را فرو کوبند

 من از این پس یاغیم دیگر

 من یاغیم دیگر

 
از"هوشنگ شفا"

 

امضاء: مینگو تمام (رفیق محسن)

نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 0:38 توسط دُشان فکر نما| |
درود
سال نوآوری و شکوفایی؟!!!
به به! ، احسنت!
ولی آقای سید علی آقا نوآوری چه؟!
شکوفایی چی؟!
نکند منظور حضرتعالی از نو آوری ، تغییر دادن شیوه نامه نگاری با امام زمان است؟!(آخی! امام زمان جواب نمیده به نامه هاتون؟! چرا؟! عالم اعلم!!)
امیدوارم منظورتان از نوآوری جایگزینی عزیزان دلمان(کشورهای بدبخت در عین حال خودکامهء امریکای جنوبی) با شرکا و دوستان پیشین و آب زیرکاه مان( چین و روسیه و مالزی) در روابط نباشد.
مطمئنم منظورتان صحبت های احتمالی و ایضآ گوهر بار معجزه هزاره سوم (تجربه نشان داده ایشان کم جک نمی گن!)  در مورد اسرائیل و آزادی مطلق در ایران نبوده و نباشد.
نگویید که راههای جدیدی برای هدایت کردن مردم به راه راست(اسلام عزیز ناب محمدی) پیدا کرده اید. (که باورم نمی شه!)
(سردار زارعی تان هم که دست گل را به اب دادن! ، ولی این چیزها که مهم نیست، مهم اینه که سردار در حالت برهنگی هم نماز جماعت را فراموش نمی کنند، شما باید به خود و دکترین خود ببالید ، که اینچنین افرادی را پرورش می دهید. حتی می توانید این سردار بزرگوار را از اتهام "سوء استفاده از موقعیت"!! تبرئه کنید، چون به اعتقاد بنده ایشان سعی داشتن که خواهران لخت مان را به راه راست هدایت کنن! این سردار عزیز برای این امر مهم مجبور شدن ، خودشان هم لخت بشن تا برای خانوما دعوت سردار هر چه بیشتر قابل لمس باشد!! درود بر تو سردار که نمایندهء خلف جمهوری اسلامی هستی.)
این اسلام همون چیزیه که اقای خمینی می خواست به دیگر کشورها صادر کند.
نکند فرمول های تازهای برای منزوی کردن هر چه بیشتر ایران پیدا کرده اید؟!
نتیجه هر چه که باشد ، اصلآ مهم نیست. مهم این است ، که نو آوری صورت گرفته ، و طبیعی ست نتیجهء هر نو آوری شکوفایی کشور و امت اسلامی خواهد بود.
ولی آقای سید علی اقا ، نامگذاری هر ساله چه کاربردی دارد؟ چه لزومی دارد؟
 
نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 23:53 توسط دُشان فکر نما| |
درود
مجبورم( قضیه داره ، نه مهرداد؟!!)
سال نو و جشن نوروز رو به همه شما دوستان و دشمنان عزیز تبریک میگم. آرزو میکنم ، سال جدید برای همه مون سالی باشه پر از موفقیت ، تندرستی و شاد کامی.
خداحافظ سال 1386، بری دیگه برنگردی!
سال بدی نبودی ، ولی ... میدونی، یه خورده بد شانس بودی. نمی دونم یه سال چقدر میتونه بد شانس باشه؟!  قبول کن اگه بد شانس نبودی به پست احمدی نژاد نمی خوردی ، تا با سرعت نور ب... به خودش ، کشور و تو (سوء تفاهم نشه منظورم سال86 ).
........................................
دقت کردین فرهنگ این رژیم رو ادبیات مردم چقدر تاثیر گذاشته ؟!  (مشت محکم بر دهان x زدن ، مرگ بر y ،  این ملحدان زندیق Q""،Q"،Q نابود باید گردند! و ...)
تکلیف این رژیم که برای من مشخصه ولی بدتر از همه اینه که برخی از مخالفان جمهوری اسلامی هم از این واژه ها استفاده می کنن. (مرگ بر سلطان علی آقا ، مرگ بر جمهوری اسلامی! )*
بهتر نیست به جای این حرفا بگیم درود برX**(نه؟! ، باشه نه!). و این که اگه جامعه آزادی داشته باشیم ، همه می تونن حرفشون رو بزنن ، از عسگر اولادی مسلمان بگیر تا سلمان رشدی مسلمان!(در حوزه دین).

*: استغفرالله
**: هر چیزی که بهش اعتقاد دارین.

نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 2:49 توسط دُشان فکر نما| |