سه دانشجوی دختر یک دانشگاه در آذربایجان شرقی که مورد تعرض کارکنان این دانشگاه قرار گرفتهاند، از ترس بیآبرویی و اخراج، حاضر به شکایت از عاملان این حادثه ناگوار نیستند. در ادامه سلسله حوادث تلخ دانشگاهها در زمان دولت نهم و دوران تصدی زاهدی بر وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری، سه دانشجوی دختر از شروع سال جدید تحصیلی در مهرماه ۸۶ در سه مرحله و به طور جداگانه مورد تعرض سه تن از کارکنان دانشگاه قرار گرفتهاند که به دلیل تهدید مسوولان حراست دانشگاه، حاضر به شکایت از مسببان ابن حادثه نیستند. بر اساس شنیدهها، از مهر سال ۸۶ تاکنون یک فرد مسوول در حراست دانشگاه، یک استاد و مسوول آزمایشگاه و یک راننده سرویس دانشگاهی در تبریز، سه دانشجوی دختر را مورد تجاوز قرار دادهاند. در ابتدای سال ۸۷ دانشجویان در اعتراض به این اتفاقات ناگوار و بیتفاوتی مسوولان ذیربط در برخورد با عاملان آنها، چندین تحصن اعتراضآمیز برگزار کردند و خواستار برکناری معاونت دانشجویی و رییس حراست این دانشگاه شدند. بر اساس این گزارش، از مسببان این حوادث تنها راننده سرویس دانشگاه که از حمایتی برخوردار نبود، از کار خود اخراج شد اما با دو متعرض دیگر تاکنون برخوردی صورت نگرفته و آنها همچنان بر سر کار خود حاضر میشوند. گفتنی است مسولان حراست این دانشگاه، دانشجویان مورد تعرض قرار گرفته را تهدید کردهاند که در صورت شکایت از عاملان این حوادث یا انتشار اخبار مربوط به آن، آنها را به دلایلی چون داشتن رابطه دوستانه با دانشجویان پسر از دانشگاه اخراج خواهند کرد. بنا بر این گزارش، تلاش خبرنگار دسترنج برای اطلاع بیشتر از کم و کیف این واقعه ناگوار به علت حاکم بودن فضای رعب و وحشت بر دانشجویان این دانشگاه نتیجهای در بر نداشت. طبق رویه قضایی مرسوم و آیین|نامههای انضباطی، اگر حراست دانشگاه از رسیدگی به این تجاوز سرباز زند، مسولان حراست وزارت علوم مسوول مستقیم رسیدگی به این پرونده هستند. در صورت خودداری وزارت علوم از اجرای وظایف قانونی، مسولان قضایی استان و شهرستان و در نهایت مسوولان قوه قضاییه مرجع پیگیری این جرم مشهود هستند. صرف اطلاع دادگستری از جرمی اینگونه از طریق رسانهها یا شیوع خبر به اشکالی دیگر، کفایت میکند تا دادستان علیه مجرمان وارد عمل شده و به پرونده رسیدگی کند. متاسفانه با وجود پخش خبر این واقعه دردناک، تاکنون هیچ مقام قضایی به نفع دفاع از حقوق دانشجویان آسیبدیده وارد عمل نشده است. این وقایع تلخ در حالی رخ میدهد که در زمان حاکمیت دولت نهم، دانشگاه محل بروز موارد متعددی از برخورد نامناسب و تعرض به دانشجویان دختر از سوی مسولان حراست بوده است که با توجه به محدودیتهای ایجادشده در امر اطلاعرسانی و کوتاهی مسوولان ذیربط در رسیدگی به این موارد متجاوزان و حرمتشکنان از عواقب قانونی اعمال خود معاف و تجاوزشدگان حتی از ابتداییترین حقوق قانونی خود نظیر شکایت از عاملان حوادث محروم ماندهاند. از جمله این موارد، تجاوز یکی از ماموران حراست دانشگاه کرمانشاه به یک دختر دانشجو در سال ۸۵ بود که در نهایت با اخراج دختر دانشجو و برکناری مامور حراست فیصله یافت. انتخابات انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی در همان سال شاهد برخوردهای زننده و نامناسب نیروهای حراست با دانشجویان دختر بود. در برگزاری این انتخابات که با ممانعت نیروهای حراست روبرو شد، تفتیش واحد به واحد سرویسهای بهداشتی دخترانه برای به دست آوردن صنوق رایگیری توسط ماموران حراست و نثار الفاظ رکیک و اهانتهای ناموسی به دانشجویان دختر و حتی ضرب و شتم آنها صحنههای تلخی را رقم زد که هیچگاه از حافظه تاریخی دانشگاهیان پاک نخواهد شد. با بروز این حوادث ناگوار برای دانشجویان دختر بهویژه ضایعه تجاوز به عنف از سوی مسوولان مختلف دانشگاه، به نظر میرسد پدیده هتک حرمت زنان در کوی و برزن توسط اشرار و دزدان نوامیس به دانشگاه نبز راه یافته است. با انتشار این اخبار دانشگاه که تا پیش از این حریمی امن برای زنان و دختران شناخته میشد، به واسطه عملکرد مسولانش و نه دانشجویان پسر، اعتبار امنیتیش خدشهدار شده است. در زمان دولت قبلی، جریانهای حامی دولت نهم نسبت به وضعیت روابط دختر و پسر در دانشگاه حساسیت ویژهای به خرج میدادند و با انتقاد از شرایط آن روز دانشگاه، دولت اصلاحات و وزارت علوم را به سهلانگاری درباره اصول شرعی و روابط زن و مرد در دانشگاه متهم میکردند. برگزاری یک میتینگ یا همایش دانشجویی کافی بود تا مدعیان دین و قرآن وا اسفا سر بدهند و با مستمسک قرار دادن یک عکس از چند تار موی بیرون مانده یک دانشجو، اسلام را از دست رفته بدانند. کفنپوشان در دسترس بودند تا با انتشار یک نشریه دانشجویی گریبان خویش بدرند و از جمکران تا پاستور سینهزنان تظاهرات کنند اما با این وجود دانشگاه امنتر بود و هیچ راننده سرویسی به خود اجازه نمیداد از تنهایی یک دانشجو سوءاستفاده کند. ماموران حراست این مقدار گستاخ نبودند تا به دستشوییهای دخترانه سرک بکشند و در وقت مقتضی به نیات پلید خود عمل کنند. سردمدارن جریان حاکم در دولت فعلی که خود از بانیان انقلاب فرهنگی بودند و در جهت انقلاب فرهنگی دوم پروژههای مختلفی از جمله وقایع دانشگاه امیرکبیر و بازنشسته کردن اجباری اساتید را طراحی کردهاند، تاکنون از کنار وقایعی چون تجاوز به دختران بیپناه دانشجو بیتفاوت عبور کردهاند. دسترنج چیزی زیباتر از این وجود داره؟!!
سخنان اخير احمدينژاد در جمع طلاب مشهد كه گفته بود اعتقادم بر اين است كه امام زمان دارد مديريت ميكند نيز مورد انتقاد مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي قرار گرفت. كروبي با اشاره به سخنان وي گفت: به نظر من اكنون مسالهاي عقيدتي براي ما ايجاد شده است و اوضاع به گونهاي شده كه رئيسجمهور محترم ميفرمايند امام زمان (عج) كشور را مديريت ميكند و اين جاي بسي تعجب دارد. وي تصريح كرد: هر دولتي كه بر سر كار ميآيد ما از خدا ميخواهيم كه اين دولت موفق شود ولي همواره هر دولتي با مشكلاتي روبهرو است. كروبي افزود: از زماني كه امام(ره) از 19 سال پيش از دنيا رفتهاند، هركدام از ما كه ميخواهيم كارهاي خودمان را توجيه كنيم، متوسل به امام ميشديم. ميگفتيم كه ايشان اينطوري بود يا آنطوري نبود و حتي بحثهاي طولاني در اين باره ميكردند كه امام چه ويژگيهايي داشت كه من در مقابل اين بحثها ميگفتم با وضعيتي كه براي ما پيش آمده، نبايد به چنين مقايسهاي پرداخت زيرا در اين صورت كار ما نه تنها توجيه نميشود، بلكه تنها جمعي از جوانان كه امام را نديدهاند، ميگويند كه امام هم مثل اينها بوده؛ اما حالا مصيبت جديد و عظمايي براي ما ايجاد شده است كه بايد آن مصيبت قبلي را فراموش كنيم.امام (ره) يك مرجعيت تقليد و غيرمعصوم بود؛ اما حالا ميبينيم كه جناب آقاي دكتر احمدينژاد ميگويد كشور را امام زمان(عج) مديريت ميكند. پس هرچه خوب و بد شد، به علت مديريت امام زمان(عج) است. اين سوال در ذهن مردم ايجاد ميشود كه آيا اينكه قيمت مسكن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اينكه مردم از تورم و گراني آزار ميبينند به علت مديريت امام زمان(عج) است؟ خدا بيامرزد پدر آقاي مصباحيمقدم را كه در اين باره موضعگيري كردند و به اعتراض پرداختند. وي گفت: ما نبايد مسائل را با يكديگر قاطي كنيم. من زماني كه رئيس مجلس بودم يا در بنياد شهيد حضور داشتم و يا اينكه مدير حج بودم همواره دعا ميكردم كه خداوند مرا هدايت كند و توفيقمان دهد و عنايت ائمه متوجه ما باشد. بنابراين هر اتفاقي كه بيفتد بر عهده مديريت ما است. اما اينكه ايشان ميگويند امام زمان مديريت ميكند، موضوع جديدي است. وي با اشاره به سخنراني احمدينژاد در دانشگاه كلمبيا و مواضعي كه در اين مورد گرفته شده است، گفت: من هم يك مثال ميزنم. در ماجراي كلمبيا كه آقاي دكتر احمدينژاد سخنراني كردند، خودش و جمعي ديگر بر اين نظر هستند كه كار خوبي بوده است. اما جمع زيادي ازجمله برخي ديپلماتهاي مجرب كه سالها در سازمان ملل و آمريكا بودهاند، معتقدند كه اين عملكرد ايشان بسيار ضرر داشته و اهانتي به مردم ايران داشته است. اين دو نظر متفاوت است و هر كسي حق دارد نظر خود را بيان كند. من هم ميگويم نظرات شما محترم؛ اما اينكه ميگوييد مديريت امام زماني، عالي است؛ اگر كسي از نظر عدهاي كار نسنجيدهاي كرد و توهيني به ملت عظيم ايران شد، آيا بايد بگوييم كه مديريت امام زمان بوده است؟ چرا پاي امام زمان را پاي اين مسائل ميكنيم. كروبي خطاب به احمدينژاد همچنين گفت: بهتر است مشكلات را به خشكسالي، تورم جهاني، به آمريكا و يا دولتهاي پيشين حواله دهيد اين راه منطقيتر و سادهتر است اما به مقدسات ارتباط ندهيد. دبيركل حزب اعتماد ملي افزود: با اين اوصافي كه شما از امام زمان(عج) ميفرماييد عدهاي خواهند گفت آقايي كه هنوز نيامده مديريتش اينچنين است، بعد هم كه بيايد چه خواهد شد و اين با اعتقادات ما سازگار نيست. همه ميگويند در انتظار ظهور آن حضرت باشيد و دعا كنيد و گفته ميشود اگر كسي در حال انتظار به مرگ طبيعي از دنيا برود، شهيد است؛ اما در اين شرايطي كه تورم و فشار اقتصادي مردم را آزار ميدهد مردم اين به ذهنشان خطور ميكند كه اگر وضعيت معيشت مردم در زمان غيبت چنين بر آنها فشار ميآورد، اگر امام زمان بيايد، چطور ميشود. مسائل فلسفي و اعتقادي براي برخي از مردم ملموس نيست اما همه آنها وصعيت خراب اقتصادي را كاملا درك ميكنند و هركس كه بگوييد اوضاع خوب است براي آنها قابل قبول نخواهد بود. بايد واقعيت را بگوييم و همه چيز را به مسائل اعتقادي و غيبي ربط ندهيم. پاوبلاگی1: خدا بیامرزد پدر و مادر جناب دکتر را! در اوج فشار اقتصادی، باز هم توان خنداندن مردم را دارد! پاوبلاگی2: این هم تعدادی از دخالتهای امام زمان در امور انتخاباتی و حکومتی ایران: ß دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم چگونگي برگزاري انتخابات مجلس هفتم را اعلام كرد. به گزارش خبرنگار «رويداد» وي كه روز جمعه 22 خردادماه، سخنراني ميكرد، در خطبههاي نماز گفت:« چندماه پيش فرشتگان الهي اسامي نمايندگان مجلس هفتم را به پيشگاه حضرت امام زمان(عج) برده و آن حضرت ليست را تاييد و امضا كرد وگرنه انتخاباتي برگزار نميشد». وي همچنين به راهيافتگان مجلس هفتم به خاطر آنكه «مورد اعتماد مقام معظم رهبري و دلسوزان نظام قرار گرفتهاند» تبريك گفت. ß جمله معروف ایشان که مدتها نقل مجالس ومحافل مختلف و صفحات روزنامه ها و نشریات کشور بود نقل به مضمون این بود که:”لیست نمایندگان مجلس هفتم به امضای امام زمان(ع) رسید ه است”. بدون اینکه بخواهم موضوع را نبش قبر کنم و یا خودم راجع به آن تحلیل یا قضاوتی داشته باشم یک سوال اساسی به ذهنم رسید و آن اینکه هیئت های اجرایی چگونه به خود جراءت دادند تعداد زیادی از نمایندگان مجلس هفتم را که امضا در پای اسمشان بود رد صلاحیت کنند؟! عمل غیر قانونی و فرا قانونی را شاید بتوان تحمل کرد ولی آیا می شود تحمل کرد ودید که . . .؟! عجب هیائتهای اجرای داریم ! امیدوارم هیئت نظارت شورای نگهبان این جسارت هیئت اجرایی را جبران کند. حالا حق و حقوق قانونی و شرعی ما بی صلاحیت ها که هیچ! ما که از آن میگذریم ولی از حذف افراد مورد تایید امام زمان نمیگذریم و تا آخر اصرار میکنیم که آن بیچاره ها را تایید کنید! پاوبلاگی3: ظاهرا اینبار گرانی اونقدر وحشتناک بود که نمیشد به اصلاح طلبان و مجلس و دولتهای پیشین و مافیای قدرت و ثروت و اینا ربطش داد! این دفعه جناب دکتر شخص امام زمان رو مسئول گرانیها میدونه! خدا هدایتمون کنه... اگه فرض کنیم که احمدی نژاد(دکتر احمدی نژاد) درست گفته باشه (چون آیات عظام در مقاطع مختلف نه تنها به سخنان دکتر احمدی نژاد ایراد نگرفتند بلکه حمایت هم میکردند ، از هاله نور در نیویورک بگیر تا اداره پست و نامه نگاری امام زمان در چاه جمکران) اگه مدیریت کشور دست امام زمانه ، بنابراین با بوجود اومدن این همه مشکلات داخلی و خارجی ، مجبورم بگم، گلاب به روتون ، مورچه خاک به سر، امام زمان ریده!! (اگه وجود داشته باشه) احمدی نژاد و اهالی روستای کهنه حصار! محمود احمدی نژاد تا روستای دور افتاده کهنه حصار قدم رنجه کرد تا در آنجا در برابر روستائیان اعلام کند که حکومت اسلامی ایران قصد دارد به برنامه های اتمی ادامه دهد و به زودی بر دنیا مسلط خواهد شد و آمریکا و اسرائیل و دیگر کشورها در حال فروپاشی هستند و شمارش معکوس متلاشی شدن قدرتهای فاسد جهان آغاز شده است- و بیهوده گوئی های دیگری از این قبیل. آنچه احمدی نژاد در روستای کهنه حصار به آن اشاره ای نکرد، گرانی کمرشکن در ایران، فقر فزاینده مردم، بی لیاقتی دولت او، برکناری وزیران و بلندپایگانی که به سیاست های او اعتراض دارند و آن را باعث شکست و نگون بختی ملت ایران و متزلزل شدن دولت می دانند- و مسائل دیگر. از اعتیاد و فحشاء و منزوی تر گردیدن حکومت ایران در صحنه جهانی نیز سخنی نگفت- بلکه به عکس، همانند آن پهلوان پنبه هائی که در کنار گود ایستاده اند و می گویند لنگش کن، از جمله گفت: مهم این است که شاخ ابرقدرتها دارد شکسته می شود و وقتی این شاخ شکسته شود، روابط ظالمانه در جهان از بین می رود. این گزافه گوئی های هذیان گونه و انشاءوار رئیس جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که او و همانانی که وی را به پست ریاست جمهوری منصوب کردند، تا شاید پایه های حکومتشان را کمی محکم کنند، یا بوئی از واقعیات سیاسی دنیا نبرده اند- و یا برده اند، اما می خواهند با دگرگون جلوه دادن آنها و ناچیز شمردن رقیبان، ملت ایران را همچنان به جنگ و جدل بکشانند و بحران و مصیبت بیافرینند. احمدی نژاد همه انتقادهائی را که از دولت او می شود، همه بی کفایتی ها و نالیاقتی هائی را که به وی و عملکرد او نسبت داده می شود، نادیده می گیرد و در جمع روستائیان کهنه حصار (اگر یادتان رفت، منظور همان دهکده دور افتاده در نزدیکی همدان است)، می گوید: امروز دنیا به سرعت متوجه این حقیقت می شود که برای رفع مشکلات و حل مسائل جهانی، نیازمند اندیشه و مشی ملت ایران است و تقاضاها برای همکاری و سرمایه گذاری متقابل و دریافت هم فکری از ملت ایران (که منظورش حکومت ایران است- چون هرگز از ملت ایران کسب تکلیف نمی کنند)، روز افزون است. رئیس جمهوری که در سخنرانی خود در مجلس شورای اسلامی ارقام و آمار را تحریف می کند تا به نمایندگان مجلس بقبولاند که در دوران خدمت دولت او چیزی در ایران گران نشده است ، چه انتظاری دارید که در مورد انزوای حکومت ایران و خودداری جهانی از سرمایه گذاری در این کشور اطلاعات درستی بدهد- و آن را دگرگون جلوه گر نسازد؟ احمدی نژاد بگوید و به این پرسش پاسخ دهد : در حالی که هر سال دهها و شاید صدها میلیارد دلار در کشورهای مختلف جهان سرمایه گذاری می شود، کدام سرمایه دار خارجی یا داخلی جرات کرده و یا صلاح دیده که بیاید و در ایران سرمایه گذاری کند؟ حقیقت کاملا برعکس آن است که احمدی نژاد ادعا می کند و ارائه می دهد. در یک مورد راست می گوید و آن این که کشورهای فقیر دنیا در صف ایستاده اند که بیایند و از ایران پول بگیرند، بیایند و ایران را تشویق کنند که در کشور آنها سرمایه گذار کند. از اندونزی بگیرید تا زیمبابوه و از ونزوئلا تا کشور آفریقائی مالی. البته سوریه که روی شاخش است و گروه حماس و حزب الله و جهاد اسلامی و غیره. اینها همه انتظار گرفتن پول از ایران را دارند- و گرنه، آیا تا بحال یک سرمایه گذار خارجی حاضر شده است در ایران اسلامی سرمایه گذاری کند؟ آنانی که بلندگو را به دست احمدی نژاد داده اند و خود پشت سر او ایستاده و خیالبافی ها و هذیان گوئی هائی خود را به او دیکته می کنند، می کوشند چنین به ملت ایران تلقین کنند که به زودی جنبش آنان جهانگیر خواهد شد- و این در حالی که روز به روز حکومت آنان ذلیل تر و شکست خورده تر و بدبخت تر می شود. به دور و بر خودشان نگاه کنند: حتی کشور مسلمان مالزی آنها را از نمایشگاه بین المللی بیرون می اندازد- زیرا موازین جهانی را نقض کرده و سلاح های غیرمجاز به نمایش گذاشته اند! آنقدر در منطقه و جهان منزوی شده اند که می روند و به اعراب التماس می کنند ما را به عضویت جامعه عرب بپذیرید. مگر ایرانیان عرب هستند؟ درست است که حکومت امروز ایران سنگ عرب را به سینه می زند- ولی ملت ایران که عرب نیست! می روند و التماس می کنند که آنها را به عضویت سازمان شانگهای به رهبری چین و روسیه بپذیرند. باز هم در آنجا ابرو توی هم می کنند که حکومت ایران را به پیمان شانگهای چه کار؟ هر اندازه منزوی تر و تنها تر می شوند، ادعاهایشان افزون تر و صدایشان برای آنچه که "رهبری جهان" می نامند بلندتر می شود. گرسنگی بیداد می کند و به قول خود یکی از دست اندرکاران رژیم صدای خرد شدن استخوان مردم شنیده می شود، و رژیم برای آنکه بتواند یک دوست در صحنه بین المللی پیدا کند، می رود به اندونزی که در آنجا پالایشگاه بسازد. می رود دمشق که در آنجا سیلو و کارخانه سیمان و پالایشگاه برپا کند. می رود ونزوئلا کارخانه خودرو سازی برپا می کند و تراکتور می سازد. می رود لبنان جاده سازی و سد سازی و پل سازی می کند و صدها میلیون دلار به لبنانی هائی که خانه های خود را در جنگ دوم لبنان از دست دادند، پول می پردازد. دنیا دارد از آنها بیزار و دور می شود- تو گوئی آنها جذام گرفته اند – و بعد احمدی نژاد می آید و می گوید: دنیا شیفته و فریقته ما شده و می خواهد از ما یاد بگیرد و رهبری ما را به پذیرد. یک نگاه به دور و بر خود کنید ببینید همان عرب های بیابانگرد امیرنشین ها در حوزه خلیج فارس چه پیشرفتی کرده اند. به چه آبادانی خیره کننده ای دست یافته اند. شما یک جزیره کیش را نتوانستید به جاذبه گردشگری مبدل کنید. روزگاری بود که همه امیران عرب برای گذراندن تعطیلات به جنوب ایران می آمدند و حالا میلیونها نفر ایرانی هستند که هر سال رهسپار دوبی و قطر و دیگر امیرنشین ها می شوند و به خرید و گردش می پردازند. ادعا می کنند که قوی ترین موقعیت را در صحنه جهانی دارند و از تحریم نمی ترسند و به برنامه های اتمی ادامه خواهند داد، ولی از پریشب که فاش شد سوریه برنامه های اتمی پنهان داشته، تارهای قلبشان می لرزد که آنها چه کنند! ادعا می کنند که به هر قیمت شده به برنامه های اتمی خود ادامه خواهند داد و بمب را تولید خواهند کرد و آن را به روی موشک سوار خواهند کرد و بزرگترین قدرت دنیا خواهند شد- ولی در این هذیان گوئی فراموش می کنند که چگونه لیبی ناچار شد برنامه های اتمی خود را کنار گذارد- و کره شمالی ناچار شد از بلند پروازیهای اتمی دست بردارد و سوریه هم ترسید و می ترسد بگوید که برنامه های اتمی داشته است! این تنها احمدی نژاد نیست که این چنین یاوه و هذیان گویان می گوید و می خواهد مردم را همچنان در مسیر رژیم و برنامه های مصیبت زای آن نگاه دارد. همه سران حکومت چنین اندیشیده و می اندیشند! احمدی نژاد تنها نیست! آیت الله خمینی هشت سال به مردم ایران وعده داد که در جنگ پیروز خواهند شد و پوزه صدام را به خاک خواهد مالید و بالاخره ناچار شد آتش بس را بپذیرد و شرائط خفت بار را تحمل کند. آن ارزیابی غلط به قیمت جان صدها هزار ایرانی و وارد آمدن میلیاردها دلار خسارت به ایران زمین تمام شد. خدا می داند که ارزیابی اشتباه جناح حاکم کنونی چه مصیبت هائی را برای مردم ایران در پی داشته باشد. احمدی نژاد به مردم ایران وعده می دهد که آنها هنوز باید قربانیان بسیار دیگری را تحمل کنند. او به روستائیان کهنه حصار از جمله می گوید: رمز پایداری ملت، فرهنگ شهادت است - و به دروغ ادعا کرده می افزاید: امروز راه شهیدان ایران توسط ملت های آزاده جهان به عنوان تنها را نجات ملت ها انتخاب شده است. احمدی نژاد دروغ می گوید: ملت های جهان راه نجات خود را در دوستی، همزیستی، همکاری و همیاری می دانند و نه آنکه به جدال و جنگ بپردازند و این آن را بکشد و آن این را هلاک کند! امروز دنیا به سوی جهانی شدن، یکی شدن پیش می رود که لازمه آن دوری از هرگونه نزاع، نکوهش هرگونه آدم کشی و دوری از خشونت و ترور است. تازه حکومت ایران در گزیدن راه موسوم به شهادت، یعنی در واقع راه آدمکشی، رقیب دارد. ایمن الظواهری می گوید: ما به زودی بر دنیا حاکم خواهیم شد! و می گوید: حکومت ایران می خواهد ادعا کند که در بین ما سنیها شهادت طلبی وجود ندارد. تنها القاعدة است که از مکتب شهادت طلبی (به توصیف حکومت ایران) پشتیبانی می کند! و نکته پایانی: احمدی نژاد در نطق خود در روستای کهنه حصار در عین حال که سرزمین ایران را «نورانی» و «الهی» نامید، پروردگار را سپاس گفت که مردمان ایران زمین فرمان حکومت را به عنوان فرمان پیامبر اسلام و امامان می پذیرند و آن را اطاعت می کنند- زیرا حکومت، خود را برگرفته از پیامبر و از اسلام می داند. میزان درستی این ادعا را از غلامعلی حداد عادل و مهدی کروبی و داوود دانش جعفری و محسن آرمین و هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی و همه زندانیان سیاسی و همه روحانیون دربند و همه روزنامه نگاران مورد تهدید و همه ازادیخواهان و یک یک مردم تحت ستم و رنجدیده ایران بپرسید- و بس!
بیزار شدم ز بت پرستان کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود؟
که رفت به دوزخ و که آمد زبهشت
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من می گویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بردار
که آواز دهل شنیدن از دور خوش است
خیام
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت
1:20 توسط دُشان فکر نما| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت
12:15 توسط دُشان فکر نما| |
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت
1:35 توسط دُشان فکر نما| |
تا چند زنم به روی دریاها خشت
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت
1:0 توسط دُشان فکر نما| |
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت
0:25 توسط دُشان فکر نما| |

