خبرگزاري انتخاب : اوباما درباره احتمال گفتگوی مستقیم دولت های ایران و آمریکا گفت: " بحث مذاکره بین ایران و آمریکا نباید برای تفنن و فریبکاری باشد و اگر این حس در ایران به وجود بیاید که آمریکا قصد جدی برای حل مسائل مهم منطقه را دارد ، ایران و آمریکا می توانند مذاکره داشته باشند." متن کامل خبر را اینجا بخوانید. متن کامل خبر را اینجا بخوانید. شما پیدا کنید پرتقال معظم الیه و ایضآ نقش فروش رهبر یا رهبر فروشی را ... خبرگزاري فارس: فرمانده كل سپاه از تدبير مقام معظم رهبري خبر داد كه بر اساس آن، مقابله با تهديدات نرم و عمقبخشي داخلي به ردههاي مختلف بسيج واگذار شده است. استقلال کامل جمهوری اسلامی ؟! شکست ؟ اصولآ وقتی برکت تجربیات انقلاب اسلامی و نصرت خداوندی هم زمان شامل حال یک جریان مستضعفی بشود ، آنها با تمام توان در مقابل یک رژیم اشغالگر می ایستند و آن را شکست می دهند. سخنان سردار سرلشگر را می توانید اینجا بخوانید. ((هر کجا سروقدی چهره چو یوسف بنمود عاشقی سوخته خرمن چو زلیخا برخاست))* آگاهان گفتند : منظور جناب رئیس از تلاوت این بیت اظهار علاقه به جناب یوسف ثانی و همچنین اظهار هم دردی و تسلی خاطر دانشجوی خاطی بوده است ، مسئول نچندان پر نفوذی که اصرار می کرد نامش فاش شود گفت : چه بسا منظور جناب رئیس از زلیخا خودش بوده ، ولی یوسف ثانی به سبب ملتهب بودن جو بدرستی منظور جناب رئیس را متوجه نشد. در ضمن برخی از دانشجویان بسیجی که به دفتر جناب مددی وارد نشده بودند با اطلاع یافتن از وجود تکه کاغذی در اتاق جناب دکتر که شعری از سهراب سهپری در آن نوشته شده بود ، گفتند: به احتمال قریب به یقین فریضه ای که جناب مددی در پی انجام آن بود ،متاثر از همین شعر کذایی بوده و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستند که بعد از این قاطعانه با اشعار سهراب برخورد کند. به سبب عارفانی بودن اشعار و مشکل بودن فهم آن برای عموم برادران و خواهران سعی در معنی کردن آن می کنم: فکر می کنم داره یه چیزایی از عدل علی دستگیرم میشه! باشد که هیچگاه عدل علی شامل حال ما نشود. *:سعدی ۲: سهراب سپهری
...
او گفت: "حال نوبت ایران است علایمی را که مبنی بر خواست این کشور برای رفتاری متفاوت است را از خود بروز دهد."
خبرگزاري انتخاب : بيبيسي در اينباره گزارش داد: ايران سيامين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي در اين كشور را جشن ميگيرد. راهپيمايي بزرگي به سمت مركز شهر تهران برنامهريزي شده بود و «محمود احمدينژاد»، رئيسجمهوري ايران در اين مراسم سخنراني كرد.
...
مردم علاوه بر جشن پيروزي انقلاب، با در دست داشتن تصاوير امام، رهبري و رئيسجمهور و سردادن فرياد الله اكبر و شعارهاي مرگ بر آمريكا و مرگ براسرائيل، در حال نمايش انزجار خود از استكبار جهاني و دشمنان مردم و انقلاب ايران هستند.
در كنار اقشار مختلف مردم ايران، شخصيتهاي مختلف سياسي، فرهنگي و تعداد قابل توجهي از مسئولان كشورمان نيز در راهپيمايي تهران بزرگ حضور يافتهاند.
..............................................................................................................
...
به گزارش انتخاب به نقل از فارس، سردار سرلشكر محمدعلي جعفري فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي صبح امروز دوسنبه در مراسم گردهمايي پنج هزار نفر از فرماندهان منتخب واحدها و پايگاههاي مقاوت بسيج تهران بزرگ، يادآوري و بررسي دستاوردهاي انقلاب را عامل ايجاد آمادگي و روحيه بخشي در نيروهاي انقلابي براي ادامه راه عنوان كرد و گفت: انقلاب اسلامي دستاوردهاي بزرگي در ابعاد مختلفي داشته است كه بزرگترين دستاورد آن در بعد سياسي، استقلال كامل جمهوري اسلامي و تاثيرات آن بر ملتهاي جهان است كه به فرموده مقام معظم رهبري انقلاب اسلامي توانسته است تغيير و تحولات زيادي در جغرافياي سياسي جهان ايجاد كند.
جعفري اظهار داشت: يكي از آرزوهاي ما در گذشته اين بود كه بتوانيم با حمايت ازملتهاي مستضعف در مقابل رژيم اشغالگر قدس بايستيم و امروز به بركت انقلاب اسلامي و بدون حضور فيزيكي ما در كنار برادران مسلمانمان در لبنان و فلسطين، ميبينيم كه اين مستضعفان با تمام توان در مقابل اين رژيم اشغالگر ميايستند و آن را شكست ميدهند كه اين به بركت تجربيات انقلاب اسلامي ايران و نصرت خداوند است كه شامل حال آنها شده است.
البته شاید بشه با قطع رابطه امریکا و گسترش روابط با کشورهای کمونیستی و دادن انواع امتیازها به برادران ضد امپریالیسم(به هر حال آنها که غرب جهانخوار نیستن) ، یه جورایی به استقلال کامل رسید ، مخصوصآ اگر آدم سردار سرلشكر محمدعلي جعفري فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي باشد ، اضافه کنید به این ، همت ملت همیشه در صحنه را که توانستیم به مدت دو سال به خود کفایی گندم برسیم (آنهم دو سال متوالی!).
درسته که ما شاید در کنار برادرن مسلمانمان در لبنان و فلسطین حضور فیزیکی نداشتیم ، ولی معتقدم نباید به آرمانهای انقلاب بی توجه بود و نقش بسیجی وار خودمان را کم رنگ جلوه بدهیم ، مطمئنم شما هم با من موافقید که حضور شیمیایی ما نقش تعیین کننده ای در جغرافیای سیاسی جهان ایجاد می کرده و می کند (تکبیر!).
ما معتقدیم در جریان جنگ با وجود تضیعف حماس از نظر تسلیحاتی و سازماندهی ، وقتی که حدود ۱۳۰۰ نفر از مردم غزه کشته شدند ، حدودآ نصف کشته شدگان که از برادران حماس بودند چونان آزمند رفث به جانب حق یا حوری شتافتند ، در مقابل چند نفری از صهیونیست ها که با هلاک شدن ، سریع السیر به جهنم هدایت شدند . آیا این پیروزی نیست؟!
به گفتهء رئيس دادگستري استان زنجان معاون اسبق دانشگاه زنجان (دکتر حسن مددی) را به سی ضربه شلاق تعزيری و سی ضربه شلاق تعليقی محکوم شد و همچنین حکم تبعید معاون وقت دانشگاه زنجان نیز در دادگاه تجديدنظر لغو شده است. جالب است بدانید که دختر دانشجو نيز به سی ضربه شلاق تعزيري محکوم شده است.
عدل علی رو نمی دونم ، ولی اینو می دونم که عدالتی که آن اژدهای هفت سر قولش رو داده بود یعنی همین!.
در پی اعلام احکام قضایی برای سرباز نسبتآ شناخته شدهء امام زمان ، آن یوسف ثانی (دکتر مددی) و آن دختر خاطی که نزدیک بود دامن پاک دکتر را چونان زلیخا که دامن یوسف را چاک داد ، بچاکد! (اضافه کنید به واژگان خود)
رئیس دادگستری زنجان با اعلام این خبر افزود :
آگاهان بی اطلاع گفتند: سرودن این بیت هیچ ربطی به ماجرای دکتر و دانشجوی خاطی نداشت ، بلکه مخاطب ایشان خبرنگار جوانی بود که تصادفآ وجنات زیبایی هم داشت .
(( چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فكر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.
دوست را، زير باران بايد ديد.
عشق را، زير باران بايد جست.
زير باران بايد با زن خوابيد.
زير باران بايد بازي كرد.
زير باران بايد چيز نوشت، حرف زد، نيلوفر كاشت
زندگي تر شدن پي در پي ،
زندگي آب تني كردن در حوضچه "اكنون"است.
رخت ها را بكنيم:
آب در يك قدمي است.))۲
"چترها را بايد بست." درها رو باید بست و طبیعتآ چون یک در بیشتر وجود نداشته جناب مددی همون یه در رو قفل می کنه.
"زير باران بايد رفت." به نظر میرسد آقای مددی اینجا باران تخلص کرده باشد ، به اصطلاح اینجا دارند ابعاد ماجرا را برای شخص خاطی تشریح می کنند ، ولی عجله ای در کار نیست.
"فكر را، خاطره را، زير باران بايد برد." از شواهد پیداست که شخص خاطی اندکی مقاومت کرده باشد که جناب دکتر شخص خاطی را از نظر روانی مهیا می سازنند.
"با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت." دارند از بیو گرافی و خاطرات خود برای شخص خاطی سخن میرانند ، بعضی ها با نادرست دانستن این تفسیر معتقدند جناب مددی تنها از آرزوهای خود سخن می گفته.
"دوست را، زير باران بايد ديد. عشق را، زير باران بايد جست." هیچ تفسیری ندارم این دیگه نامردیه!
"زير باران بايد با زن خوابيد.
زير باران بايد بازي كرد." اینجا جناب مددی رسمآ پیشنهاد خود را برای دانشجوی خاطی مطرح کرده و از ایشان میخواهد که با هم بازی کنند ، نوع بازی خیلی مشخص نیست ، آگاهان در مورد نوع بازی گفته اند: به نظر می رسد تیله بازی باشد.
"زير باران بايد چيز نوشت، حرف زد، نيلوفر كاشت" احساسات ایشان فوران کرده و کمی کنترل را از دست داده اند ، فکر میکنم جناب دکتر مددی طرفدار خشونت در سکس باشند.
"زندگي تر شدن پي در پي ،
زندگي آب تني كردن در حوضچه "اكنون"است." جناب دکتر اینجا دیگه گند زده به شلوارش و توقع خیلی غریبی از شخص خاطی دارند.
"رخت ها را بكنيم:
آب در يك قدمي است." دادن پیشنهاد بی شرمانه همانا ، ورود دانشجویان به دفتر کذائی همان.
از زمانی که به سن مجاز شرکت در انتخابات رسیدم ، همواره در انتخابات شرکت کردم به جزء آخرین دورهء انتخابات نمایندگی مجلس (شما شرکت در مراسم هدیهء آراء به خبرگان رهبری رو که جزو انتخابات محسوب نمی کنید؟!) در این دو سه سال اخیر به این نتیجه رسیده بودم که با شرکت در انتخابات این رژیم مشکلی حل نخواهد شد . وقتی بنیان این رژیم در تضاد و تعارض با هرگونه تغییر اساسی در جهت بهبود آزادی و دمکراسی است شرکت کردن در انتخابات حتی با فرض اینکه نیروهای اصطلاح اصلاح طلب پیروز شوند ، آیا می تواند شرایطی را برای تغییرات اساسی را بوجود آورد؟ و یا اصولآ آیا نیروهای اصلاح طلب خواهان تغییرات بنیادی در قوانین و ساختار این رژیم هستند؟ (برای نمونه ، حذف رهبری و ارگانهای تابعه و...) .در شرایطی که برخی از نیروهای اصلاح طلب همچنان "دم آقا را به بشقاب می گذارند " و فکر می کردم که چرا منِ مخالف این رژیم باید به کسانی رای بدهم که فلسفه وجودی جمهوری اسلامی را قبول دارند (البته نیروهای مخالف و منقد رهبری و نظام هم در این طیف وجود دارند که مسلمآ مجالی برای شرکت در انتخابات نخواهند یافت)
بنابراین با تصورات اینچنینی فکر می کردم تنها راه مبارزه با این رژیم نافرمانی مدنی است که تحریم انتخابات هم جزئی از همین مبارزه بود.
امروز
مدتی ست دیدگاهم متفاوت با گذشته شده به چندین دلیل که مهمترین اونها دونکته است:
1- هر گونه تغییر در ساختار این رژیم (جزئی یا اساسی) و بهبود وضعیت مردم ، از داخل و توسط نیروهای داخلی میسر هست.
2- انسان گرسنه نمی تواند به دمکراسی ، لیبرالیسم و حقوق بشر فکر کند .
بنابراین من فکر می کنم تا وقتی که مردم ما حداقل رفاه را نداشته باشند ، و همچنان درگیر مسائل و مشکلات روزمره خود باشند چندان نمی توان انتظار داشت که از روزمرگی خارج شده و به ارزشهای والای بشری فکر کنند.
البته ممکن است رژیم پر برکت از تعداد شرکت کنندگان در انتخابات به نفع خود سود برده و این میزان را دلیلی برای مشروعیت خود بداند. (گور باباش!)
در مقابل وجود نشریات نسبتآ آزاد و مجال انتشار کتابهای مختلف می تواند کمک بزرگی باشد در جهت آگاهی و روشنگری . بنابراین فکر میکنم زمانی ارزشهای والای انسانی (آزادی ، حقوق بشر و ...) نقش پررنگ تری پیدا خواهد کرد که مردم شرایط نسبتآ بهتری از لحاظ رفاه و منابع اطلاعاتی داشته باشند .
البته مهم خواهد بود که چه کسی نمایندگی اصلاح طلبان را بر عهده خواهد گرفت.
فردا
حضور خاتمی یا میر حسین می تواند رغبتی برای شرکت در انتخابات ایجاد کند ؟ کی ؟ عبدالله نوری ؟ اره . ببخشید ،خاتمی یا میر حسین رو نمی دونم.
آزموده را آزمودن خطاست ؟ نمی دونم.
هیچی نمی دونم ، باید منتظر بود و دید!
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت
1:39 توسط دُشان فکر نما| |
نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت
16:24 توسط دُشان فکر نما| |
دیروز
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت
2:29 توسط دُشان فکر نما| |
اینکه در تاریخ کشورهای مختلف توطئه های از جانب کشورهای دیگر برای اهداف مشخص بوده و با توجه به اسنادی که وجود دارد میتوان بدان اعتقاد داشت و بحث آن جدای از تئوری توطئه ست.
نظریه توطئه اصولآ در کشورهایی دیده می شود که چرخش ازاد اطلاعات وجود ندارد ، در این کشورها که عمومآ حکومت مستبدی دارند از راست (فاشیسم) تا چپ(مارکسیسم) به سبب نبود آزادی و منابع مستقل اطلاع رسانی عموم مردم (توده ها) منبع اطلاعاتی و خبری خود را محدود به داده های حکومت کرده و این داده ها اکثرآ تاثیری را در مردم می گذارند که دلخواه حکومت است.
و عمومآ اعتقاد به دائی جان ناپلئونیسم در میان رهبران و سران این گونه کشورها در درجه نخست برای فریب تودها و توجیه رفتارهای عمومآ غیر منطقی شان بوده و بیشتر خوراک داخلی دارد. منتها با گذشت زمان روح دائی جان ناپلئون در ایشان رسوخ کرده و از خاکستر دائی جان ناپلئون ،دائی جان ناپلئون دیگری زاده می شود. (نمونه اش همین سید علی پرنده که دیگه به خودش هم اعتماد نداره ، چه برسه به استکبار جهانی!)
نمونه قدیمی و کلیشه ای این تئوری حرفهای سید علی پرنده ست ، که کافیه تعداد استفاده ای که در گفتارش از کلمه دشمن می کند را بشماریم. (بعضی وقتها فکر می کنم اگه این کلمه رو از سید علی پرنده بگیرن ، از چه چیزی برای ذوب شدگان حرف خواهد زد؟!)
نمونه خنده دار این تئوری حرفهای آقا احمدی نژاد است که حمله ترویست ها به بومبای را به صهیونیست ها نسبت داده و علت حمله اسرائیل به غزه را خواست امریکا برای ترمیم چهره امریکا در سطح جهانی میداند.(قربون شازده برم با اون عقلش جلبکیش! ، احمدی جون اگه مدرک داری یا الله ، و گرنه دیگه جون هر کی دوس داری بیشتر از این مارو نخندون! )
نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت
16:17 توسط دُشان فکر نما| |

