خواندند احمدی نژاد!! متاسفم!! انسانی را دیدم که ظاهرآ از این نظام به شدت ناراضی بود ، به هر بهانه ای مجالی می یافت تا به دفعات به این نظام و سرانش در حد لالیگا دشنام دهد و بعد از اینهمه دهن دریدگی احتمالآ می گفت، راستی داستان این سهام عدالت چی بود ؟! شنیدی ؟! میگن هر کی براش نامه بنویسه پنجاه هزار تومن میفرسته براش! یا وقتی احمدی نژاد با ادبیات خاص خودش در مجامع بین المللی قیل و قال می کند و یا در قالب حرفهای عوام فریبانه به برخی تشر می زند ، هستند افرادی که باد در آستین انداخته و می گویند این همانست که من می خواهم. پ : ویرایش شد
معتقدی که از گفت و گوی چند دقیقه ای با یک شخص سنی مذهب اکراه دارد چه برسد به کافر (اگر چه او نیز انسان است!) . پیرزن ، جوان و هویت طلبی که کاندیداهای مورد نظرشان را به صرف سید بودن ، آخوند نبودن! و ترک زبان بودن انتخاب می کنند، گمان نمی کنم کمترین شناختی از شخصیت ، دیدگاه و توانمندیهای کاندیداها داشته باشند. وفادارانی! که با گذشت سی سال از عمر کم ثمر این نظام هنوز فکر می کنند اگر در جای عقبگرد داشته ایم ، یا آهنگ توسعهء کشور کند بوده دلیلش اینست که ما از آرمانهای انقلاب و تعالیم اسلام فاصله گرفته ایم!. و باز بگویم ؟! ...
البته اینان همهء آنهایی نیستند که من می شناسم ولی نکته ای که میخواهم بگویم اینست ، که در بین ما بدون تعارف ، عوام بسیار وجود دارد ، همین حرفهای احمدی نژاد (که وجود این آدم مایهء شرمندگیست) شوربختانه مخاطبان بسیار دارد ، چه خوشمان بیاید چه نه!.
البته نمی دانم شما کجا زندگی می کنید؟!
با این مقدمه من معتقدم ، امروز برای ما (مردم ایران) خیلی زود است که صاحب دمکراسی و جامعه مدنی تمام عیار باشیم چرا که بسیاری (اغراق نمی کنم) از ما هنوز آمادگی و ظرفیت تحمل و قبول یک شرایط دمکراتیک را نداریم ، معتقدم در حکومت های دمکراتیک اگر توده مردم از فضای دمکراتیزه شدن حکومت دور باشند و این روند بدرستی برای آنان هضم نشود ، بی گمان توفیق چندانی نخواهند داشت. و طبیعتآ اعتقاد چندانی به دمکراسی از بالا به پایین ندارم . در مقابل فکر می کنم حکومتی می تواند پایه های دمکراسی نیرومندی داشته باشد که روند دمکراتیزه شدن توسط مردم ، گام به گام و به مرور به بالا(حکومت) تحمیل شود . (کوتاه سخن آنکه مردم با آگاهیهایی که بدست می آورند در درجه نخست خود و در درجهء دوم حکومت را مجاب و یا مجبور به تغییر میکنند)
درست است که خاتمی به بسیاری از وعده های خود عمل نکرد ، از پتانسیل موجود برای احقاق حق مردم استفاده نکرد ، ولی امروز بیش از آنکه خاتمی را مقصر بدانم ، این را اشتباه و یا کم تجربگی خودمان می دانم که گمان می کردیم ، تنها و تنها با آمدن خاتمی بساط ولایت فقیه برچیده می شود یا مثلآ نظام دچار دگرگونی های فراوان می شود ، معجزه ای در راه نبود این ما بودیم که به اشتباه از خاتمی انتظار معجزه داشتیم . اگرچه خاتمی در برخی مواقع به دلایلی شجاعت لازم را کردار و گفتارش نداشت ، ولی معتقدم در بسیاری از مواقع به کارهایی که انجام می داد و یا به حرفهایی که می زد اعتقاد کامل داشت، و چرا ما فکر می کردیم که فشار از بالاست (رهبری) که مانع تحقق خواستهایمان می شود ، تازه امروز می فهمم که خاتمی که من می شناختم بسیار متفاوت از خاتمی واقعیست!
باری ، اینبار واقع بینانه تر به مسائل نگاه می کنم ، می دانم جایگاه موسوی کجاست ، اختیارات موسوی چیست ، چه دیدگاههایی دارد و می بایست چه انتظاراتی از موسوی که خود را فرزند خمینی می داند داشته باشم!.
نوشتیم میرحسین
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت
5:58 توسط دُشان فکر نما| |
اینجا ایرانست! جایی که من زندگی می کنم .
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت
3:2 توسط دُشان فکر نما| |

