تبليغاتX
"ما انسانیم" - قورباغه دهن گشاد
"ما انسانیم"

یکی بود یکی نبود، همه بودند غیر از خدای مهربان . یک قورباغه پیر دهن گشادی بود که در سرزمینی به نام پرشیا زندگی می کرد. این قورباغه خیلی پیر بود ، آنقدر پیر که بعضی ها از آن به عنوان آینهء تمام نمای تاریخ این سرزمین استفاده می کردند.
این قورباغه در طول تاریخ فراز و نشیب بسیار داشته ، گاهی منفور و گاه قابل درک و حتی اندکی دوست داشتنی می شد. مثلآ همین چند دههء پیش در ردای یک میهن پرست ، از زبان محمد رضا پهلوی در ستایش ایران زمین به افراط رفته و از ایران به عنوان یک ابر قدرت یاد می کند .
دیر زمانی بود که این قورباغهء پیر دهن گشاد مجال مناسبی برای عرض اندام نیافته بود، ولی امروز به لطف مابعدالطبیعه بسان نوباوگان امروزین پوشاک شیک بر تن کرده و در همهء عرصه ها حضور فعالی دارد. یک روز در قامت محمد مایلی کهن از تاریکخانهء ذهنش واژگانی خاک گرفته با محتوای لمپنیسم در قالب بیانیه برای جامعه به ارمغان می آورد و روز دیگر در هیبت محمود احمدی نژاد در اجلاس ضد نژاد پرستی در ژنو با وقاحت تمام فرمایشات نژاد پرستانه بلغور می کند.
اگر این قورباغه پیشتر فقط لاف می زد ، امروز قمه می کشد ، زنجیر پاره می کند، خشتک جر می دهد و پرچم سه رنگ الله نشان می سازد ، تا یار کی خواهد و کی تواند که قورتش دهد!
تشنگان قدرت فراموش می کنند که بعد از هر بَگو ، بَگویی ، یک بوگو ، بوگویی هم وجود دارد!

نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 7:40 توسط کافر حربی| |